شیرین زبونی محمدسبحان
محمد سبحان گلم خیلی چیزا در موردت هست که وقت نمیشه بنویسم .
اول این که عاشق مامانی هستی ( مامان من ) . بعد دایی را خیلی دوست داری بعد عمو علی ( شوهر آبجیم) . هر کجای مهمونی ها باشی می ری جاشون و بغلشون می شینی با این که فوق العاده خجالتی هستی و با هر کسی به راحتی گرم نمیگیری .
عزیز دلم شما را از شروع سال از پوشک گرفتم و دیگه رسما از اواخر فرودین پوشک نمی شدی حتی مهمونی ها . الان دیگه خیلی با حرف زدنات تو دل برو شدی . بعضی کلمات قصار شما عبارتند از :
برو .... بلو
بلند شو .... پاشووو
بگیر .... بدیل
هندونه .... لولونه
تخم هندونه .......... دممه
موتور ............ موتول
نقاشی ....... نناشی
سلام .......... دلام للام
شکلات ........ ششلات
کن ..... تن بکنم ...... بتونم
بخورم .... بلولم
خاله .... لاله
آب می خام ............ آب میام
کسی اونو نیشگون می گیره میگه .... آمپول نزن
خیلی مجتبی را دوست داره و میاد کنارم میگه نی نی را بوس کنم . وقتی هم مجتبی گریه می کنه با ترحم میگه ای جان ای جان ....
مهدی ( پسر داداشم ) هم فوق العاده با مزه شده و وقتی با محمد سبحان صحبت می کنه فقط خود دو تاشون و گهگاهی من و میترا خانوم متوجه حرفاشون میشیم . مهدی به محمد سبحان میگه محمد سویان .




شیرین زبونی محمدسبحان 
